سال نو مبارک
@جهت مشاهده کارکرد کارتهای اینترنت بیتا به قسمت پیوندهای روزانه مراجعه بفرمائید@

با کیفیت 128Kb/s
1.انگیزه
2. بیا اینجا
3. میخواستمت
4. اوونه اوونه
5. پاپ کرن
6. بی تو
7. محال
8. آغوش
9. ماندگار
با کیفیت 64kb/s
1- انگيزه
2- بيا اينجا
3- مي خاستمت
4- اونه اونه
5- پاپ كورن
6- بي تو
7- محال
8- نقش قلب
9- ماندگار
نكات خانهداري براي خانمهاي ايراني

با نزديك شدن به عيد نوروز خانمهاي ايراني،خانه تكانيهاي خود را آغاز ميكنند و در اينكار،گاهي اوقات به مشكلاتي برخورد ميكنند كهاگر اندكي ترفند چاشني آن كنند، خيلي راحتآن مشكلات برطرف ميشود، مطالب زير رابخوانيد و اگر با آن مسائل در خانه تكاني برخوردكرديد، به آن عمل كنيد:
- لكه روغن بر روي كاغذ ديواري
لكههاي روغن را برروي كاغذ ديواري،ميتوان با پودر تا لك از ميان برد. مقدار زياديپودر تالك را برروي لكهها بپاشيد و بگذاريدمدتي بماند تا روغن جذب شود، سپس آن را بايك پارچه خشك پاك كنيد و در صورت لزوم اينامر را تكرار كنيد.
- نظافت قاب عكسهاي طلايي
قاب عكسهاي طلايي را كه داراي روكشفلزي درخشنده هستند، ميتوانيد با اندكيماءالشعير كه داخل آن مقداري الكل ريختهايد،تميز كنيد. نه تنها تيره و كدر نخواهند شد، بلكهدرخشندگي آنها نيز بيشتر خواهد شد.
- از بين بردن لكههاي حمام و دستشويي
اگر گاهي حمام و يا دستشويي خانه شما بهدلايلي خيلي كثيف شده، مقداري جوش شيرينرا با مايع سفيد كننده مخلوط كرده، خميريدرست كنيد و سپس اين خمير را به وسيله يكبرس، اسكاج يا نظاير آن روي كاشيها بماليد،آنگاه كاملا آب كشيده و بشوييد.
_ لكهگيري فرش و موكت
براي لكهگيري فرش و موكت ميتوان از خميرريش استفاده كرد، زيرا يك پاك كننده آماده ودست به نقد است، كافي است آن را روي لكهبماليد و سپس با آب يا سودا آن را بشوييد.
- پاك كردن صندلي چرمي
بهترين محلول براي پاك كردن صندليهايچرمي، محلول آب نيمگرم و صابون است، آبصابون را با پارچه نرمي به آرامي به چرم بماليد،نگذاريد آب صابون روي چرم بماند، و با پارچهتميزي كه درون آب نيم گرم خيس كردهايد اثرآب صابون را از بين ببريد و سپس با پارچه نرمديگري آن را خشك كنيد، شما براي دوام چرمميتوانيد مقداري پودر بچه روي آن بپاشيد،سپس با پارچه نرمي آن را به همه قسمتهايچرم بماليد.
- شستن بشقابها
هنگام شستن بشقابها، چند قاشق غذاخوريسركه داخل آب بريزيد، سركه چربيها را از بينبرده، بشقابها را شفاف و درخشان خواهد كرد.
- تميز كردن كتريبراي از بين بردن املاح آهكي
كتري را بامقدار مساوي آب و سركه پر كنيد و بگذاريدجوش بيايد. سپس آتش را خاموش كرده وبگذاريد تمام شب به همان حال بماند، كتري شماتميز خواهد شد.
- از بين بردن بوي نامطبوع يخچال
معمولا بوي نامطبوع يخچال را ميتوانبوسيله بوگيرهاي مخصوصي كه در بازار موجوداست از بين برد... اما اگر اين گونه بوگيرها را دراختيار نداشتيد ميتوانيد اين بوي ناپسند را بهطريق زير از بين ببريد، مقدار كمي >وانيل< را بهپنبهاي آغشته كرده در دل يخچال بگذاريد. بويدلپذيري ايجاد خواهد كرد. به ياد داشته باشيد كهمقدار وانيل بايد كم باشد. همچنين ميتوانيدمقداري جوش شيرين را در ظرفي ريخته وبگذاريد درون يخچال بماند، يا ميتوانيد يك تكهذغال معمولي را هم در ظرفي ريخته و در انتهاييخچال قرار دهيد.
پاك كردن چربي -
براي پاك كردن چربي روي چراغ گاز،يخچال و نظاير آنها پارچهاي را در سركه خيسكرده و روي آن ميماليم چون زودتر و آسانترتميز ميشود.
- نظافت كركرهها
براي تميز كردن كركرهها ميتوانيد از دستكشيا جورابهاي پشمي كهنه استفاده كنيد. براي اينكار، هر يك از دستان خود را داخل يك لنگهجوراب يا دستكش فرو بريد. سپس با يك دست،مايع مخصوص پاك كننده را روي نوار كركرههابماليد و با دست ديگر آن را خشك نماييد.
پرده روان
اگر به گيرههاي پرده يا داخل ريل آهني آن،مقداري پودر رختشويي بماليد، چون بسيار روانخواهد شد. اين روش به ويژه در مورد گيرهها وريلهاي آهني پرده كه زنگ زده باشند نيز موثراست.
- كندن كاغذ از سطوح چوبي
اگر كاغذي به لوازم چوبي منزل شما از قبيلصندلي، دسته مبل، گنجه، ميز و... چسبيده و مايليدآن را بكنيد، هيچ وقت با يك كارد، تيغ يا ديگراشياء نوك تيز به جان آن نيفتيد، زيرا در اينصورت به لوازم چوبي شما آسيب وارد خواهدشد. در چنين مواقعي بهتر است از هر نوع روغنسالاد يا روغنهاي مايع كمك بگيريد. به اينمنظور هر بار چند قطره روغن روي كاغذ بماليد.سپس با پارچه نرمي آن را مالش دهيد و اين قدراين كار را انجام دهيد تا كاغذ به طور كلي از سطحچوب كنده شود.
در مورد عكس برگردانهاي كهنه و قديمي،ميتوان از سركه كمك گرفت. براي اين منظورروي آن را با لايهاي از سركه بپوشانيد تا خيسبخورد سپس به آرامي آن را ساييده و پاكنماييد.
- معجزه خميردندان!
اگر شيشه تلويزيون شما يا روي ميز و... خطافتاده، كافي است مقداري خميردندان روي آنبماليد. پس از اين كار با پارچه نرمي آن را صيقلدهيد. آثار خراشيدگي شيشه از بين رفته و تصويرتلويزيون شما بهتر خواهد شد.
- براي پاك كردن شكلات، شيريني
تميزي كه درون آب نيم گرم فرو بردهايد،پاك كنيد. براي شيرينيهايي كه فاقد موادشكلاتي هستند، محل مورد نظر را با پارچه تميزيكه درون آب نيم گرم كردهايد پاك نماييد.
-براي پاک کردن سس
- براي پاك كردن لكه سس با پارچه تميزيكهدرون آب سرد فرو ببريد، پاك كنيد و در صورتلزوم مقدار كمي از محلول آب و كف پودررختشويي را به وسيله يك اسفنج به آرامي رويآن بماليد و سپس با يك پارچه تميز و نم دار آن راپاك كنيد.
- پاك كردن آدامس
ابتدا يك قطعه كوچك يخ روي آن بماليد تاسفت شود، سپس با يك چاقوي كند به آرامي آنرا برداريد آن گاه با پارچه نم دار آن قسمت راپاك نماييد.
- پاك كردن شمع
براي پاك نمودن شمعها، از پنبهاي كه به الكلآغشتهايد، استفاده كنيد.
- اتوي برقي
براي زدودن رسوب مواد معدني از داخلاتوي بخار، آن را با مقدار مساوي آب و سركهسفيد پر كنيد و بگذاريد چند دقيقه بخار كند سپسآن را از برق كشيده تا مدت يك ساعت بماندسرانجام آن را خالي كنيد و با آب تميز آب بكشيد.
لكههاي قهوهاي يا اثر سوختگي در كف اتو رابا ماليدن محلول گرم شده سركه و نمك از بينببريد. قسمتهاي خارجي اتوي خود راميتوانيد به وسيله خمير دندان يا ماده مخصوصپرداخت نقره، پاك نماييد.
![]() |
مكانهاي زيادي در اين شهربزرگ است كه ديدنش نميتواند خالي از لطفباشد...
باغ عفيفآباد:
باغ عفيفآباد، همان باغ گلشن است كه در غربشيراز و در جنوب خيابان قصرالدشت و در انتهايخيابان عفيفآباد واقع است. اين باغ يكي ازقديميترين و زيباترين باغهاي شيراز است.عمارت، شامل ايوان بزرگ و زيبايي است كه درتمام طول بنا امتداد دارد، اين نما از بيرون بهوسيله ستونهاي آجري و گچي از هم مجزا شدهاست... نماي غربي عمارت نسبت به قرينه آن درشرق بسيار ساده است، در مقابل عمارت حوضوسيعي ديده ميشود كه خيابان اصلي از مقابلآن حوض شروع ميشود. تمام خيابانهاي باغپر از درختان كاج و چنار است و باغچهها دارايآب نماهاي زيبايي ميباشند.
باغ عفيفآباد در سال 1341 مرمت شد... اينباغ معماري آن آميزهاي از ويژگيهاي معماريدوران هخامنشي، ساساني و قاجاريه است.
آرامگاه خواجوي كرماني و سه غار بالاي آن
آرامگاه خواجو در شمال شيراز، در دامنه كوهصبري و در ابتداي جاده شيراز، اصفهان است.قبر وي مشرف بر دروازه قرآن ميباشد... آبچشمه معروف و كناباد نيز از كناره مقبره خواجوميگذرد. اين آرامگاه در سال 1315 شمسي بااعتبارات اداره فرهنگ فارس ساخته شد...همچنين كمي بالاتر از مقبره خواجو، 3 غار بهچشم ميخورد كه يكي از آنها غاري كه خواجودر آن جا به عبادت مشغول بوده است.
غار ديگر، محل قبر (عمادالدين محمود)، وزيرمعروف شاه (شيخ ابواسحاق) است و در كنار اينغار نقش برجستهاي از جنگ رستم و شير ديدهميشود كه به دستور (حسينعلي ميرزا) فرمانروايفارس در سال 1218 هجري قمري ساخته شدهاست. در دو طرف اين نقش برجسته دو نيم ستونبه سبك ستونهاي دوره زنديه در درون آن كارشده است... و دركنار آن نيز نقش برجستهناتمامياز فتحعلي شاه قاجار و دو تن از پسرانشبه چشم ميخورد، در دو طرف اين نقش برجستهدونيم ستون به سبك ستونهاي دوره زنديه دردرون آن كار شده است.
دروازه قرآن
در شيراز، در ميان كوههاي باباكوهي و چهل مقامواقع شده است. وجه تسميه اين دروازه وجودقرآن بر بالاي طاقي مرتفع است. اين دروازهشامل يك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوهاي دروسط دور طاق با ارتفاع كم در طرفين است.
در سال 1327 شمسي بودكه يكي از بازرگانانشيراز به نام (حسين ايگار)، مشهور به اعتماد التجاربا هزينه شخصي خود طاق كنوني را بازسازي كردو چند آيه از قرآن كريم را كه با خط ثلث و نسخبرروي كاشي نوشته شده بود بر آن اضافه كرد...
همدان و غار عليصدر
شهر همدان به خاطر غار (عليصدر) هميشه برايگردشگران جاذبه داشته و دارد...
![]() |
در شهر همدان شما ميتوانيد از آرامگاه بوعليسينا، بابا طاهر همداني، برج قربان، مقبرهاسترومرد خاي، گنبد علويان، مجسمه شير سنگي،موزه تاريخي طبيعي همدان، آرامگاه حقوق نبي،آرامگاه ميررضي الدين آرتيماني، ديدنفرماييد.
اصفهان و منارجنبان
اين بنا به صورت يك بقعه و دو مناره است كهبرروي قبر (عموعبدا...) علماي معروف قرنهشتم هجري بنا شده است. ايوان منارجنبان يكياز نمونههاي ابنيه سبك مغولي ايران است و ازآن دوره كاشي كاريهايي هم دارد. منارههابعدها و در تاريخي كه درست معلوم نيست و بهطور احتمالي در آخر عصر صفويه به ايوان مزبوراضافه شده و با حركت دادن يكي از آنها، نه تنهامناره ديگر به حركت درميآيد بلكه تمامي اينساختمان مرتعش ميشود.
شهرت منارجنبان اصفهان از ديرباز به اين خاطربوده است كه هر گاه يكي از منارههاي طرفينايوان بنا را ميجنباندهاند اين حركت به منارهديگر هم منتقل ميشده است. چگونگي اينحركت و انتقال آن به مناره ديگر - اگر چهديرگاهي تعجب بسياري از مردم وبازديدكنندگان را برميانگيخته است از ديدگاهصاحبنظران و آنان كه بر اموري چون معماريآگاهند، چندان شگفت و غيرطبيعي نيست. آنانبر اين باورند كه در تمام بناهايي كه چنين شكل ومنارههايي دارند حركت هست و اگر در اينجابسيار چشمگير است، دليل آن باريكي و سبكي اينمنارههاست و گرنه جهانگردان و سياحان بهمنارهها و ساختمانهايي كه به همين طريقميجنبيدهاند در نقاط ديگر جهان اشارهكردهاند.
كتيبههاي ديگري نيز در اين آرامگاه هست كه ازآن جمله ميتوان كتيبهاي بر سنگ مرمر بالايسنگ اصلي كه از عمر عبدا... به عنوان يك مردپرهيزگار و زاهد نام برد كه تاريخ به او را اشارهشده است.
گيلان و مازندران
خيلي از تهرانيها از شهرهاي دور و نزديك بهمازندران ميروند تا از درياها و جنگلهاي آناستفاده لازم را ببرند... در
![]() |
مازندران سرسبز،جنگلهاي سرسبزي ديده ميشود، جنگلهايزيبا كه جادههاي پرپيچ و خمي به نام جادههاي2000 و 3000 عبور ميكند... البته شهركهايويلايي زيادي از رامسر تا بابلسر در اين خطساحلي به چشم ميخورد... اكثرا تهرانيهايي كهميگويند ما رفتيم به شمال، منظور از شمالمازندران را به حساب ميآورند كه عموما از سهراه اصلي جادههاي چالوس، هراز و فيروزكوهخود را به آنجا ميرسانند، اما خيليها از ديگراستان هاي شمالي گيلان با شهرهاي زيباي آن كهاز ديگر استان شمالي كشور است، غافلند.
ماسوله يك شهر تاريخي
زيباترين مكان تاريخي استان گيلان، (ماسوله)است، بافت معماري ماسوله در كمتر نقطهاي ازدنيا به كار رفته، چون حياط خانه شما بام خانهديگري است و بام خانه شما حياط خانهاي ديگرميباشد. زبان و گويش مردم ماسوله تالشي است.ماسوله، اين شهر تاريخي روزگاري مركز تلاقي سهاستان اردبيل، زنجان و گيلان بود... اما در حالحاضر به صورت بنبست درآمده و مردم برايسفر به اين استانها از مسيرهاي ديگري استفادهميكنند.
آب و هواي باطراوت كوهستاني و موقعيت خاصخزري و همچنين خاك مناسب زمينه رشد پوششجنگلي در آن به وفور ديده ميشود. در ماسوله،خانههاي قديمي و قهوهخانههاي صد سال پيشبه چشم ميخورد، ضمن اين كه، موزهاي ازابزارآلات و وسايل زندگي دويست سال پيش درآن به چشم ميخورد...
لاهيجان و كاشف السلطنه
مقبره كاشف السلطنه، كسي كه براي اولين بار چايرا در لاهيجان كاشت، در اين شهر وجود دارد.همچنين ميتوانيد به موزه چاي، بام سبزلاهيجان، آبشار شاهنشين كوه يا شيطان كوه،حمام گلشن از بناهاي قديمي و زيبا كه ساخت آنمربوط به دوران صفويه ميباشد، تالاب اميركلايهو... اشاره داشت.
بندر انزلي و بزرگترين تالاب جهان
يكي از بزرگترين تالابهاي جهان، با وسعت 12هزار هكتار، تالاب بين المللي انزلي است كه درآن نيلوفرهاي آبي و جزاير بزرگ و كوچك باپرندگان دريايي يكي از جاذبههاي مهمگردشگري انزلي ميباشد كه در تابستان ميليونهانفر گردشگر مشتاق طبيعت را پذيرا و در زمستان نيزتوقفگاه و پناهگاه هزاران پرنده زيبا و رنگارنگدريايي و قوهاي سفيد ميباشد. دريا، مرداب،آب و هواي لطيف و ديگر جاذبهها سبب گرديدههر ساله مشتاقان زيادي به انزلي سفر كنند كه خودباعث گردش چرخهاي اقتصاد در اين شهرميباشد، در ضمن شنبه بازار انزلي يكي ازشلوغترين بازارهاي هفتگي استان است.
فومن، شهر مجسمهها
به فومن در جنوب غربي گيلان، شهر مجسمههاميگويند، يكي از بناهاي شگفتانگيز تاريخيفومن، قلعه رودخان يا قلعه حسامي است كهسومين بنا از عجايب هفت گانه گيلان ميباشد، درجنوب غربي فومن ميان رشت و فومن در جنگل،در پاي ارتفاعات، دژي به نام قلعه رودخان است.ساخت قلعه مربوط به دوره سلجوقيان ميباشد وتاريخ دقيقي از ساخت قلعه به دست نيامده، اماتجربه بناي قلعه در به دستور (حسام الديناسحاقي) بوده است...
![]() |
دربارهی پيدايش نوروز و رسوم پيوسته به آن آراء و ديدگاههای گوناگونی وجود دارد. در اين ميان آگاهی از آداب و عقايد پيروان آيين زرتشت در رفع ابهامها و دگرانديشیها بسيار سودبخش خواهد بود. به همين منظور شورای نويسندگان مجلهی آفتاب از آقای کاميار نيک انجام درخواست کرد که از ديدگاه زرتشتيان پيشينهی نوروز و آداب پيوسته به آن از قبيل سفرهی هفتسين و سيزدهبهدر را بررسی کنند که ايشان بزرگوارانه به اين دعوت پاسخ گفتند. آنچه میخوانيم حاصل قلم ايشان است.
در مورد پيدايش نوروز و تاريخ اوليهی آن اطلاعات دقيقی در دسترس نيست و در اوستا نيز به مبنای پيدايش آن اشاره نشده و فقط اجرای مراسم نوروز مقدس بوده و توصيه شده است. در مورد پيدايش نوروز چندين روايت نقل شده است که ما فقط اين روايات را نقل قول میکنيم.
بعضی بر اين عقيده هستند که تغييرات آب و هوا و گردش فصول سال باعث پيدايش نوروز شده و بعضی آن را يک جشن ملی میدانند و بعضی آنرا مذهبی پنداشتهاند. روايت معروفی هست که روز اول فروردين را جمشيد شاه پيشدادی مبنای سال نو و جشن نوروز قرار داد و روايت ديگری هست که کيا خسرو (کيخسرو) پسر پرويز (يا به روايت شاهنامه فرزند کاووس) در اين روز به سلطنت رسيد. در اوستای باقیمانده از عهد ساسانی اشارهای به تاريخچهی پيدايش نوروز نشده است. بر اساس بعضی روايات، شاهان هخامنشی در قصرهايشان مینشستند و هدايای باارزشی را از نمايندگان استانهای مختلف دريافت میکردند. در صبح نوروز شاه لباس مزّين و زيبا میپوشيد و شخصی مشهور به خوشقدم (کسی که قدمش مبارک است) به حضور شاه رفته و بعد موبد موبدان همراه با يک فنجان طلايی و حلقه و سکه، يک شمشير و يک تيرکمان، جوهر و يک پَرِ بزرگ (قلم آن روز برای نوشتن) و گُل به حضور شاه رفته دعای مخصوص میخواند. سران بزرگ دولتی پُشت سر موبد وارد میشدند و هدايا را به شاه تقديم میکردند. شاه هدايای باارزش را به خزانه میفرستاد و بقيه را بين مردم تقسيم میکرد.
٢٥ روز قبل از نوروز ١٢ ستون گِلی در محوطهی تالار ساخته میشد و ١٢ نوع گياه در بالای ستونها کاشته میشد. گياهان مختلفی که میکاشتند عبارت بودند از: گندم، جو، عدس، برنج و ... در روز ٦ فروردين گياهان تازه روييده را چيده، روی کف تالار پهن میکردند و تا ١٦ فروردين جمع نمیکردند. در زمان ساسانيان نوروز ٢١ روز بوده و روز نوزدهم جشن نوروز بزرگ بوده است.
امروزه ٦ فروردين را زرتشتيان به نام نوروز بزرگ میشناسند و به مناسبت تولد زرتشت جشن میگيرند. درست کردن آتش يک رسم عمومی ديگر بوده که در شب نوروز انجام میشده است. آتش به عنوان تميزکننده و خالصکنندهی هوا و قبلهگاه زرتشتيان همواره مورد احترام است و هر جا که نور است قبلهگاه زرتشتيان است. در روز اول فروردين زرتشتيان به روی هم آب میپاشيدند و به يکديگر نقل و شيرينی میدادند.
در ايران باستان، تاجگذاری پادشاهان به عنوان شروع تقويم در نظر گرفته میشد و سالهای بعد با توجه به آن مبداء نامگذاری میشده مثلا میگفتند ماه دوم از سال هفتم سلطنت داريوش. در زمان ساسانيان تقويم نسبت به زمان هخامنشيان تغيير میکند. در مورد چگونگی محاسبهی تاريخ و تقويم پيش از هخامنشيان اطلاع زيادی در دسترس نيست. اما بعد از هخامنشيان ٢ تقويم بوجود آمد:
١. اولين تقويم در کتيبههای پرسپوليس يافته شد که شامل ١٢ ماه بود که ظاهراً در ماه پاييز شروع میشد و تقويم خورشيدی ناميده میشد که شامل سالهای کبيسه است.
٢. تقويم دوم، تقويم اوستايی بود که مبنای تقويم فرهنگ ايرانی است. در ايران باستان ماه به ٣٠ روز تقسيم شده بود که هر روز ماه اسم خاصی داشت. در تقويم اوستايی سال از ٣٦٥ روز تشکيل میشود که از ١٢ ماه سی روزه تشکيل شده و ٥ روز باقيمانده به نام " پنجه" معروفاند. در ابتدا آنها سال کبيسه را در نظر نمیگرفتند و هر سال نوروز تغيير میکرد و بعدها سال کبيسه را در نظر گرفتند.
بر اساس باور زرتشتيان، هر سال ماه فروردين همراه با ارواه فَروَشی که در آخرين ١٠ روز سال به دنيای مادی میآيند، باز میگردد. بنابراين زرتشتيان اين ١٠ روز آخر را به افتخار ارواح گذشتگان خود و شادی روح آنها گرامی میدارند. سنت بعضی از زرتشتيان که قبل از نوروز است به قبرستان میروند میتواند بر همين باور استوار باشد.
تاريخچهی هفت سين
![]() |
در دوران ساسانی ظرفهای زيبای چينی از چين وارد ايران شد و به همين دليل چينی نام گرفت. برای تفاوت گذاشتن بين ظرفهای چينی و فلزی، آنهايی که ساخت فلز بودند سينی ناميده شدند و آنها که از کايولين ساخته شده بودند چينی نام گرفتند. عدد هفت از هفت امشاسپند در دين زرتشتی (اورمزد، وهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندامذ، خورداد و اَمُرداد) گرفته شده و به نام هفت امشاسپند، هفت سينی يا بشقاب چينی را از قند و شکر و شيرينی پر میکردند و بر سر سفره میگذاشتند.
زرتشتيان در سفرهی هفت سين آينه را در مقابل شمع روشن قرار میدهند تا روشنايی بيشتر شود که نشانهی احترام به آتش است. تخم مرغ نمايانگر زاد و ولد و زايش است که هميشه در سر سفره وجود داشته است. سير به عنوان دارو و مادهای برای گندزدايی و پاکيزگی، سکه به نماد سرمايه و ثروت، سنبل گُلی که عطرش نغمهی آمدن بهار میدهد و سبزه به نماد تولدی دوباره و شروع زندگی هميشه بر سر سفره بوده و بعضی از زرتشتيان سه قاب سبزه به نماد انديشهی نيک، گفتار نيک و کردار نيک در سفره قرار میدهند. از ديگر چيزهايی که بر سر سفرهی ايرانيان بوده نان به نماد فراوانی، شير تازه به نشان غذای نوزادی که تازه متولد شده و شمعدان که شمعها را به احترام آتش روشن میکردند میتوان نام برد.
ماهی، سيب، سنجد و سمنو همگی سَمبلهای باروری و زايش هسنتد که برای زرتشتيان بسيار مهم و مقدس بودهاند.
چهارشنبهسوری و سيزدهبهدر
در زمان ساسانيان ١٠ روز آخر سال را جشن میگرفتند و باور داشتند فراوشی يا فروَهر حافظ فرشتگان، برای انسانها و روح مردگان دوباره به زمين بر میگردند. در زمان ساسانيان اين ١٠ روز به ٢ دوره تقسيم میشد: پنجهی کوچک و پنجهی بزرگ که مربوط به ارواح بود و در اين ١٠ روز زرتشتيان خانهها را تميز میکردند و در بام خانهها آتش روشن میکردند که به ارواح خوشآمد بگويند و غذا برای ارواح کنار میگذاشتند که هنوز اين سنت در بين بعضی از زرتشتيان مرسوم است. آتش در تمام طول شب روشن نگه داشته میشد تا اطمينان حاصل شود که ارواح مردگان در تاريکی در امانند. اين همان است که جشن سوری خوانده میشود که هم اکنون در ايران فقط آخرين چهارشنبه سال را به انجام مراسم آتشبازی و روشن نگه داشتن آتش میپردازند در حالیکه در زمانهای قديم اين جشن در چهارشنبه انجام نمیشده است.
در روز سيزدهم از ماه فروردين سبزه را به آب انداخته آروزی بارندگی میکنند و برای کشاورزی و محصول بهتر طلب بارندگی و آب میکنند. اما عدد ١٣ در دين زرتشتی نحس نمیباشد و تمامی روزهای سال مقدس و قابل احتراماند. ١٣ فروردين روز تير از ماه فروردين میباشد و نه تنها روز تير در دين زرتشتی نحس نمیباشد، بلکه در روز تير از ماه تير زرتشتيان جشن گرفته و آرزوی بارندگی میکنند.در ادامه به نمونهای از تقويم زرتشتی و نامهای ٣٠ روز ماه و معنی آنها توجه کنيد.
شاید برای هر ایرانی مایه غرور باشد که تمام مردم دنیا با رسم و رسوم ایران و ایرانی آشنا شده و با کشور عزیزمان بیشتر در ارتباط باشند. از مدتی قبل تمامی سایتهای ایرانی و مدیران آنها در اقدامی جالب از کاربران خود می خواهند تا با ارسال نامه ای به سایت گوگل ٬ آنها را وادار کنند تا با قرار دادن لوگوی نوروز در ایام سال نو در بالای سایت خود٬ مقدمات توسعه بیشتر رسوم ایرانی را در جهان فراهم کنند. شما بازدیدکننده عزیز هم برای شرکت در این شور عظیم ایرانی می توانید به صفحه زیر رفته و فقط با وارد کردن ایمیل خود و فقط با یک دکمه ٬ برای رسیدن به این هدف ما را یاری کنید. فراموش نکنید که شما هم ....
...یک ایرانی هستید

|
چهارشنبه سوري | |
|
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد. اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."
"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری." بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
| |
|
مراسم چهارشنبه سوري | |
|
بوته افروزي در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند. زردي من از تو ، سرخي تو از من غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من" هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
| |
|
مراسم كوزه شكني مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت | |
|
فال گوش نشيني زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زني زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.
آش چهارشنبه سوري خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.
تقسيم آجيل چهارشنبه سوري زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد. | |